چه مطلع باشيم وجه مطلع نباشيم ، دليل بودن ما در اينجا ، سعي براي
به وضعيت بالاتري از آگاهي است . (استاد رويا ص13)
براي رسيدن به وضعيت بالاتري از آگاهي شيوه هاي بسياري از طريق
مكاتب ومذاهب ارائه مي شود . اما يك چلا (جستجوگر حقيقت) اك مي داند
كه ( روزه ، پرهيز از خوراكيها ، دعا ، التماس ، دفاع ، رياضت وعشق به
سوگماد (نامي متعال براي خداوند) هيچكدام نخواهد توانست آتما(روح) را به
منزلگاه سري وجود برساند . سوگماد تنها به حيات وروح علاقمند است و
هرگز نگران شكل ومظهر اشياء نيست . آتما (روح) فناناپذير است ، جراحت
نمي بيند، رخنه پذير نيست ، نميشكند ، مظلوم نمي شود ، غرق ناشدني است
و ربوده نمي گردد . ( شريعت كي سوگماد ج 1 ص 22)
زندگي قديسين نظام باستاني وايراگي ( اساتيد اكنكار ) ياد آور اين حقيقت
براي آدمي است كه زندگي او نيز مي تواند در حين حيات در گوشت وخون از
آفتاب صبح بر وي آشكار شود . آدمي بايد بيدار شود ، برخيزد وبا احتياط و
پشتكار طريق اك را بپيمايد وتا روزي كه به هدف نرسيده است فكر استراحت
به ذهن خود راه ندهد. اگر تشنه حقيقتي ، بيا قدم بر قدم ماهانتا(استاد درون)
بگذار ، تمرينات معنوي اك را انجام بده وحمايت آموزشهاي الهي را شخصا تجربه
ودر ك كن . دست آوردهاي اك نه ستايش كن ونه محكوم كن تا حقيقت آن بر تو فاش
شود . ( شريعت كي سوگماد ج 1 ص48 ،49)
پاسخ قابل لمسي به اين سئوال نمي توان داد زيراحقيقت يافتن خداوند ميباشد.
نكته جالب در پاسخ به اين سئوال اين است كه همه مكاتب به اين امر واقف
هستند اما تا چقدر توانسته باشند براين هدف رسيده باشند بسيار مهمتر است
وازسوي ديگر اگر هدف يكي است چرااين مكاتب باهم دچار مشكلات فراوانند.
موارد فراواني در طول تاريخ ديده شده كه قديسين وكساني كه به ظاهر
توانايي سر شاري داشته اند با گذشت زمان هر گز دز جستجوي خدا موفق
نبوده واز بيراهه هاي عظيمي سر در آورده اند در حالي كه افراد به ظاهر
بدون معرفت الهي به چنان مراتبي از معنوييت رسيده اند كه عالم بر آنان
باليده ومي بالد . بشر بايد بداند كه تا روزيكه كه در جستجوي خدا باشد آنرا
نخواهد يافت . او بايد بداند كه هرگز نخواهد توانست خدا را لمس كند . ذهن
او نيز نخواهد توانست از [آن] سبقت گيرد. اما انگاه كه او ديگر درجستجوي
خدانيست وهنگامي كه [آن] رابه منزله بخشي از خودش شناسايي كرد ، [آن]
هميشه با وي خواهد بود .او به اين درك نائل خواهد آمد كه خدا واقعيتي است
كه همواره با او بوده وهرگز وي را ترك نكرده است. ( شريعت كي سوگماد ج 1 ص55)
در اكنكار پيشنهاد شده تا چلا دوسال ابتدا به مطالعه بپردازد سپس وارد اين
طريقت شود امادر طي مطالعات كه انجام مي دهد به سئوالاتي برخورد
كرد وبا مشكلاتي روبرو خواهد شد. عمده ترين اين مشكلات از اعتقادات
مذهبي كه از روي تعصب سرچشمه گرفته است مي توان اشاره كرد چون
با مطالع هر كتاب از كتب اكنكار فرد با هر درجه از تعصب مذهبي هم كه
ديگر افكار قبل را نخواهد داشت در نتيجه در برابر اعتقاداتي با آن بزرگ
ومسائل جديدي كه براي او آشكار گرديده به چالش خواهد پرداخت كه منجر
به طرح سئوالاتي براي رهايي از اين چالش خواهد شد كه از عمده ترين اين
مي توان به دو مورد زير اشاره كرد .
1- اين طريقت از تخيل سرچشمه مي گيرد
2- گرايش اين طريقت به مذهبي ويا در يكي از اين وبلاگها مطرح شده بود
كه با دلايل ومدارك بحث انگيز كه پال توئيچل نوشته هايش گرد آوري متون
از نويسندگان ديگر مي باشد ويا از اسامي غلط وغيره واقعي استفاده كرده است
كسي كه از اك پيروي مي كند هيچگونه فرض مسلمي ندارد
زيرا مي داند كه بايد همه چيز را تجربه با تجربه به خود ثابت
كند . (شريعت كي سوگماد جلد اول ص36)
آدمي قادربه ديدن [آن] نيست زيراكه [آن] از حواس بيروني وي كه
به كار ديدن اين دنيا مي آيند ، پنهان است . اين حواس در جهانهاي
درون در اختيار وي نيستند چون فراسوي جهانهاي ماده كاربرد ندارند.
حواس دروني آدمي هم براي ديدن جهانبيرونبه كار مي آيند وهم جهان
درون . تنها با حواس درون است كه آدمي مي تواند خدا را بيابد . او
هرگز با تجهيزات بيروني اش قادر به جستجوي [آن] نخواهد بود.
(شريعت كي سوگماد جلد اول ص55)
همانگونه كه ميدانيد جهانبيني ها را به سه گونه تجربي ، فلسفي و
الهي تقسيم بندي مي كردند كه همه به اتفاق جهان بيني تجربي را كه مبتني
بر آزمايش مي باشد را دقيق ترين اما جزئي نگر(زيرا به مسائل غير مادي
در طريقت اكنكار همه چيز بر مبناي تجربه مي باشد ودر مورد مسائل غير
مادي نيز همانگونه كه ذكر شد حواس دروني مستقيم از طريق روح تجربه اين
مسائل را برعهده دارد و تجربه مستقيم روح در دو حالت امكانپزير مي باشد
اول خروج موقت روح از جسم (خواب) كه اين تجربه به صورت رويا نمود پيدا
مي كند ودوم خروج دائم روح از آن جسم(مرگ) مي باشد و چون هدف چلا يك
مسئله غير مادي مي باشد رويايي يا تخيلي به نظر مي رسد.
گرايش به مكاتب ديگرطريقت ويا وجود ترديدهايي در مورد نوشته هاي
پال تويئچل همانگونه كه قبلا نيز در پيشينه اكنكار بيان شد طريقت اكنكار
ريشه بسياري از اديان وطريقتهاي اسرار زمان گذشته مي باشد كه به
صورت پنهان آموزش داده مي شدند تا اينكه در زمان پال سطح آگاهي
عمومي مردم موجب شد درسال 1965 اكنكاربه طور آشكارا به جهان معاصر
معرفي شود واينكه كتب اكنكار كه ريشه بسياري مذاهب ومكاتب مي باشد
مطالبي مشتركي با اديان ديگر ديده مي شود را نبايد از نظر اولويت تاريخ درج
مطلب برسي كرد چون اك از ابتدا بوده و در گذشته تنها به افرادي خواص وپنهاني
آموزش داده مي شده تا سال 1965 كه به صورت آشكارآ موزشهاي آن آشكار
گرديد.
را نه از ديدگاه تاريخي بلكه از ديدگاه زبانشناسي ولغت گرفته شده است .
به طور كلي يكي از بزرگترين مشكلات ما اين است كه هدف را فراموش مي كنيم
آيا اينمهم بوده كه عيسي زير درخت نخل از مريم به دنيا آمده يا برخي از اديان ديگر
به انتقاد مي گويند در يك طويله يا اينكه در اسلام محمد با دست باز نماز مي خوانده
يا دست بسته .مسئله اصلي ما خداست وافرادي در عمل ضعيف هستند به دنبال
ريزكردن مطالب ودر نتيجه مطلع ودانا جلوه دادن خود نزد ديگران مي باشند.
اگر تشنه حقيقتي ، بيا قدم بر قدم ماهانتا(استاد درون) بگذار ، تمرينات معنوي اك را
انجام بده وحمايت آموزشهاي الهي را شخصا تجربه ودر ك كن . دست آوردهاي اك
نه ستايش كن ونه محكوم كن تا حقيقت آن بر تو فاش شود .
( شريعت كي سوگماد ج 1 ص48 ،49)
آراهاتا : معلمي با تجربه كه شايستگي لازم را جهت اداره كلاسهاي اكنكار دارد.
چلا : دانشجوي معنوي
اك : جريان حياتبخش كه موجب بقاء زندگي مي شود.
اكنكار : طريقت نور وصوت الهي . به عنوان دانش باستاني سفر روح نيز شناخته مي شود .
اساتيد اك :اساتيديمعنوي كه قادرند جويندگان را در مسير مطالعات وسفرهاي معنوي خود راهنمايي
مي كنند اين اساتيد مربوط به سلسله نظامي كهن مي باشد كه نسبت به مسئوليت آزادي معنوي كاملا آگاه هستند
هيو : نامي اسراري وكهن براي خداوند . آوازي عاشقانه براي خداوند كه توسط پيروان اكنكار زمزمه ميشود .
وصل : پيروان اكنكار در مسير تحولات معنوي وخدمت به خداوند به اين مرحله دست مي يابند.طي
مراسم وصل فرد با نور وصوت الهي ارتباط بر قرار مي كند .
استاد در قيد حيات اك : لقب راهنماي معنوي اكنكار . وظيفه او هدايت روح ها جهت
بازگشت بسوي خداوند مي باشد.استاد در قيد حيات مي تواند هم از نظر بيروني به دانشجويان ياري
رساند وهم در سطوح رويا به عنوان استاد رويا عمل كند و در عالم معنوي نيز به عنوان استاد درون خدمت
مي كند
ماهانتا : لقبي كه به بالاترين سطح آگاهي در روي زمين اطلاق مي شود . او اغلب به صورت استاد در
قيد حيات ظاهر مي شود وانتقال دهنده كلام الهي است
مناطق : مراتب مختلف آسمانها همانند اثيري ، علي ، ذهني ، اتري و روح .
تمرينات معنوي اك : تمرينات روزانه حهت بر قراري ارتباط ما با نور وصوت الهي.
شريعت كي سوگماد : دست نوشته هاي مقدس اكنكار كه متشكل از دوازده بخش مي باشد ودر عوالم معنوي قرار دارند . دو بخش از اين دست نوشته ها توسط پال توئيچل از مناطق دروني به منطقه فيزيكي منتقل گشتند
سوگماد : نامي مقدس براي خاوند . نه مذكر ونه مونث است ، سر چشمه حيات مي باشد .
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by pindasarup.blogfa.com